این چه بساطی است، چه گشته مگر؟ مملکت از چیست؟ شده محتضر!
موقع خدمت همه مانند خر جمله اطباش، به گل مانده در
به به از این مملکت خرتوخر بشنو و باور مکن
جان پسر، گوش به هر خر مکن بشنو و باور مکن
تجربه را باز مکرر مکن بشنو و باور مکن
مملکت ما شده امن و امان از همدان تا طبس و سیستان
مشهد و تبریز و ری و اصفهان ششتر و کرمانشه و مازندران
امن بود، شکوه دگر، سرمکن بشنو و باور مکن
بعد از این بر وطن و بوم و بَرَش باید رید به چنین مجلس و بر کرّ و فـَرَش باید رید
به حقیقت دَر ِعدل ار دَر ِاین بام و در است به چنین عدل و به دیوار و دَرَش باید رید
آنکه بگرفته از او تا کمر ایران را گــُه به مکافات ، الی تا کمرش باید رید
پدر ملت ایران اگر این بی پدر است بر چنین ملت و روح پدرش باید رید
به مدرس نتوان کرد جسارت اما آنقدر هست که بر ریش خرش باید رید
این حرارت که به خود احمد آذر دارد تا که خاموش شود ، بر شررش باید رید
شفق ِسرخ نوشت : آصف کرمانی مُرد غفرالله ! کنون بر اثرش باید رید
آن دهستانی ِبی مدرکِ تحمیلی ِلــُر از نوک پاش الی مغز ِسرش باید رید
گر ندارد ضرر و نفع ؛ مشیرالدوله بهر این مُلک ، به نفع و ضررش باید رید
ار رَوَد مؤتمنالملک به مجلس ، گاهی احتراما ًبه سر ِرهگذرش باید رید
(میرزاده عشقی) |